در بازدید

تمامی یک انسان، از تمامی انسان‌ها ساخته شده و برابر کل آن‌ها ارزش دارد، و ارزش هر یک از آن با او برابر است. (ژان پل سارتر)

مجتبا، متولد اردیبهشت 1368، در بهشت ایران یعنی مازندران، فعلاً مهندس بهداشت حرفه ای هستم ولی... تخصصم چیز دیگه س، یعنی طراح گرافیک کامپیوتری هستم و مسلط به زبانهای HTML و CSS و در زمینه ی طراحی وب کار میکنم، این وبلاگ هم بیان لحظه ها، حس ها، اتفاق ها، تجربه ها و علاقه های من در زندگی هست... تا حدی که قابل اشتراک گذاشتن باشه...

بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید ماه گذشته
بازدید کل
آخرین آپدیت :

آه... خدای من چرا بارون نمی باره!!؟ پاییز هزار رنگ داره تموم می شه ولی اینجا فقط یکی دو بار بارون باریده! هیچ وقت سابقه نداشته! حتا هوا ابری هم نشده! بعد از اون تابستون گرم هممون انتظار یه پاییز پر بارو سردی زمستون رو داشتیم ولی حالا خبری از بارون نیست! اونم اینجا! مازندران.
ولی خوبیه این همه هوای بهاری و آفتابی اینه که جون می ده واسه رفتن تو طبیعت! بعد دو ماه کار و تلاش زندگی، با دوستان رفتیم و کباب زدیم تو رگ!
البته کباب از نوع جوجش! همونطور که توی عکس می بینین کباب ها حسابی جزغاله شدن! با اینکه تمام تلاشمون رو کردیم که نسوزه ولی نشد!  من هم از نزدیک ناظر کارهای  دوستان بودم و تشویقشون می کردم!

عکس هایی رو که می بینین از همون جاییه که ما توش رفتیم صفا سیتی. البته بهتون بگم اینجایی که ما رفتیم یه مزرعه است نه جنگل! در واقع ما بهش می گیم کوهپایه! یه جای ترو تمیز.
در حین عکاسی از مناظر بود. داشتم می رفتم از همین درخت زرد رنگ انجیر عکس بگیرم که یدفعه یه صدای بلندی از بوته ی کنار علف من بلند شد!  خلاصه دیدم یه قرقاول(به زبون ما تیرنگ) خیلی بزرگ از کنار پام پرواز کرد. می دونین دیگه قرقاول هم گوشتش خیلی خوشمزس و هم اینکه کلاً از لحاظ اقتصادی خیلی با ارزشه! واسه همین خیلی ها شکارش می کنن. کلاً صحنه ی جالبی بود...

دیروز موقع کباب زدن یک مورد حمله ی زنبورها رو هم که بوی کباب به مشامشون خورده بود داشتیم که خوشبختانه با اقدام سریع و ضربتی از محل گریختم!

برای دیدن عکسها توی اندازه ی بزرگتر روشون کلیک کنین!



 
 


                                             
     

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

     

Get Adobe Flash player

   
     
 
    برای دیدن تصاویر به صورت اسلاید شو روی عکس کلیک کنید 

189

هیچی...


دیدگاه

هیچی...

Its not enough to say im beautiful
Its not enough to say i care
I was empty for so long
But then I heard your song
My jaded heart was filled with innocence forgotten
with

How was I to know
that an angel will come calling for me
How was I to know
heaven was so close
I can feel you arms all around me
I can fel your love surrounding
Heaven sent an angel into my life

Its not enough to say I think of you
Its not enough to say we'll learn
How I pray that you would come
And melt me with your touch
Like the warmth of Spring after the Winter snow has fallen

How was I to know
that an angel will come calling for me
How was I to know
heaven was so close
I can feel you arms all around me
I can fel your love surrounding
Heaven sent an angel into my life

Angel, I hear you calling
Angel, I feel you near
Angel, I hear you calling
Angel

I can feel your love all around me
I can feel your love surrounding
Heaven sent an angel into my life

*Tina Cousins*


1 2