تبلیغات
نیلوفر آبی - مطالب نوشته های مجتبا
در بازدید

فهم شما از حقیقت پیرامون بستگی به میزان دانش شما از جهان هستی دارد، نه به باور هایتان.

متولد اردیبهشت 1368، در بهشت ایران یعنی مازندران و فعلاً کارشناس بهداشت حرفه ای هستم ولی... تخصصم چیز دیگه س، یعنی طراح گرافیک کامپیوتری هم هستم و در زمینه طراحی وب هم دستی بر آتش دارم ، این وبلاگ هم بیان هر نوعی از لحظه ها، حس ها، اتفاق ها، تجربه ها و علاقه های من در زندگی هست... تا حدی که قابل اشتراک گذاشتن باشه...

بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید ماه گذشته
بازدید کل
آخرین آپدیت :

پونیشا :: نیروی کار مجازی
یکی از ویژگی های بارز ما آدمها این است که در مقابل هر پدیده ای موضع تعبیر کردن آن را به خود می گیریم. مثلاً خیلی از آدمهای اطرافتان باران را یک پدیده ی عاشقانه تعبیر می کنند. ستاره ها، ابر، بعضی حیوانات و حتا خود آدمها نیز از دست ما در امان نماندند و به صورت ادیبانه تعبیر و تفسیر می شوند. وقتی شما از یک آدم احساستی صرف، بپرسید خورشید چیست، شاید با جملاتی غیر علمی و شاعرانه آن را توصیف کند. در بحث تعبیر و تفسیر هر کسی آزاد است سخنش را بگوید. حتا بگوید خورشید لامپ صد وات آسمان است که کلیدش را یک فرشته در ته اقیانوس ها کنترل می کند.

در صحبت کردن با افرادی که نگاه افراطی و غیر منطقی به اطرافشان دارند به چالش بر خواهید خورد، اگر از آن دست کسانی باشید که به هر پدیده ای به همان گونه که هست نگاه می کنند. چه شما بخواهید در حیطه ی ماترالیسم قرار بگیرید و چه نگیرید باز هم ورای تعبیرهای غیر واقعی پدیده ها، حق باشماست.

همان کسی که ستارگان را شاعرانه توصیف می کند بی نهایت از نگاه علمی و توصیف واقعی ستارگان منزجر می شود. چرا که تار و پود مسلط بر ذهن و آرمانشهرش با شنیدن حقیقت و ذات ستارگان، از هم می پاشد. اما به راستی آیا حق با این افراد است؟ آیا توصیف علمی پدیده ها با زیبا دیده شدن آنها منافاتی دارد؟

البته جایش نیست که تلمیحی به شعر سهراب بزنیم و بگوییم چرا در قفس کسی کرکس نیست! اما واقعاً تعریف هرکسی از زیبایی ممکن است با تعریف بقیه ی افراد متفاوت باشد. اما به طور کل دانشمندان یاد می گیرند پشت پرده هر پدیده ای را مورد کاووش قرار بدهند. آنها بعد از کشف حقیقت پی میبرند این پدیده چه خوب و چه بد (در اثرگذاری) یک اتفاق شگفت انگیز است. همانگونه که شما راه می روید و قدمهایتان را برروی زمین می گذارید چندین نیروی فیزیکی و حوادث فیزیولوژیکی در بدن و اطرافتان رخ می دهند که از نظر یک شاعر شاید چندان زیبا نباشد اما از نظر یک خردگرا امری بسیار شگفت انگیز است.

حقیقت این است که لازم نیست یک اتفاق عجیب غریبی رخ دهد تا ما آن را به نحوی دلبرانه توصیف کنیم. تمام چیزهایی که در اطراف ما هستند از یک مجموعه رویدادهای فیزیکی ساخته شده اند که بی نهایت شگفت انگیز و زیباست.

در ادامه به گفته ی ریچارد فاینمن، فیزیکدان برنده جایزه نوبل توجه کنید:


:: نیلوفرآبی 7 ساله شد ::

زمان زیادی گذشته است. 7 سال برای بسیاری از موجودات زنده یک عمر کامل است و برای انسان یک دوره ی طولانی و پر خاطره. 7 سال از زمانی که این وبلاگ متولد شد می گذرد. چه روزهای پر ملال و سهمگینی که با این برگ های وبلاگ در هم تنیده شد و چه لحظه های شیرینی که به نوشتن های شیرین تر منجر گشت. حجم خاطره هایی که هر کدام به اندازه ی نوشتن چندین وبلاگ هستند. حجم خاطراتی که مانند داستانهای یک رمان خواندنی است.
چه تجربه هایی که در این 7 سال به سراغم آمد و بسیاری از آنها در این کتیبه نگاشته نگشت و تنها بر روی دلم حکاکی شد.
و اکنون...
که بادهای سمی و خفه کننده ی زندگی وزیدنش بیشتر شده، چاره ای نیست که با نهایت بی میلی با آن هم جهت گشت... تمام فیزیکت هم، هم جهت باشد... افکارت مال خودت است. گاهی تو در چشم مردم به اندازه ی جسمت و به اندازه ای که آنها قادر به درکش نیستند کوچکی. انقدر کوچک که به ابلهی می نمایی!!! این زخم ناشی از حرفهای ناگفتنی و گرانبهای توست... که همیشه نا گفته می ماند. و اندکی آنها را می شنوند و می دانند.
در نخستین لمحه از بازگشتم، سخن هایی خواهم گفت که درهایی به سمت ناگفته های بیشتر باز خواهد کرد...

یه وقتایی مثه الان حس نوشتن میاد سراغم. حسی که میخواد بگه در ذهنم خبراییه که میخواد اونو به گوش ناشنوای خیلی از آدمها برسونه. خب انتظاری ندارم اهمیت زیادی به حرفایی که تو وبم زده میشه داده بشه، اون چیزی که بیشتر از همه برام مهمه اینه که، حرفام فقط "گفته" بشه، همین.
البته نمیشه کتمان کرد از توجه به یک ایده یا هر چیزی که توسط یک انسان ساخته میشه،به بزرگی و ارزش اون ایده میشه پی برد. شاید بعضی از آدما مثه من همیشه در ذهنشون بوده و هس و خواهد بود که باید یه کار بزرگی انجام بدن، تا وقتی که زنده هستن، یک کار هدفدار و نو! این کار میتونه هر چیزی باشه ، خب مسلماً خلاف بزرگ انجام دادن راحته اما هنر نیست! البته کلاهبرداری هایی که هرگز و یا خیلی دیر کشف بشن هنر محسوب میشن.

اما منظور من از ایده در اینجا فقط مربوط به پیشرفت و آینده نگری مثبته، چیزی که راهگشای آدمها باشه، یا حتا حس خوبی بهشون بده. آهنگسازای بزرگ موسیقی رو چنان می سازند که حتا گوش دادن به اونها راه روش زندگی آدمها رو تحت تاثیر قرار میده. پس زیاد لازم نیست عجیب غریب باشید یا کار عجیب غریبی انجام بدید. (در اینجا مخاطب این نصیحت خودم هستم).

متاسفانه به صورت ناعادلانه ای اینجا در روی کره زمین، دسترسی به امکانات و موقعیت های مناسب پراکنده شده. پر واضحه که پیشرفت شخصی و اجتماعی وابسته به اون مکانیه که درش زندگی میکنیم. وگرنه چیزی به عنوان فرار مغزها در بین کشورها شکل نمیگرفت. و نکته ی تاسف باز دیگه اینه که خیلی از آدمهای مستعد و پر مغز قربانی این بی عدالتی میشن.

این بی عدالتی که ایده ها رو در نطفه خفه میکن به هیچ وجه تقصیر یک شخص خاص نیست!!! بلکه در طول سالیان سال و با به هم پیوستن یک سری از اتفاقات منجر شده تا محیط های مناسب رشد به صورت رندوم و غیر عادلانه بر روی کره ی زمین پخش بشن.

اولین کاری که هر شخص پر مستعد باید در یک کشور جهان سوم انجام بده اینه که گلیم خودش رو برای سر و سامون دادن به نیازهای اولیه از آب بکشه بیرون و تازه اگه فرصت شد و انرژی براش موند برای رسیدن به اهداف والاترش اقدام کنه که با توجه به همون نبود بستر و امکانات لازم مانند یک مصرف کننده ی عادی در یک کشور جهان سومی به حیاتش ادامه میده. بدون اینکه به آرزوی دیرینش "یعنی انجام یک کار بزرگ" برسه.

اما کسی که در یک محیط مناسب پرورش داده میشه دیگه نگران فراهم شدن نیازهای اولیه ی زندگیش از خوراک و پوشاک مسائل جنسی نیست، با فراهم بودن شرط اول، خیلی زود اقدامات برای انجام هدف اصلی یعنی همون "انجام کار بزرگ" انجام میگیره. و این میشه که ایده های بزرگ به نظر فقط در کشورهای پیشرفته به وجود میاد... و اونها صرفاً یک مصرف کننده نخواهند بود.

دانستن این موضوع برای کسایی که در شرایط نا مناسب قرار دارن بسیار حسرت برانگیز خواهد بود. برای تغییر قدرت چندانی ندارن و البته نا امید هم نیستن. باور اینکه شاید یک روز بتوان کاری کرد بهتر از اینه که در نا امیدی مطلق مصرف گرایی به سر برد.

ایده های گنده حتا در بدترین اوضاع زندگی و اجتماعی هم به ذهن خطور کنند، باز هم یک ایده ی بزرگ هستن که حتا با وجود به انجام نرسیدنش ارزششون کم نخواهد شد.




OSCAR
2014
نکته ی جالب توجه در نامزد های اسکار امسال، نبود حتا یک فیلم علمی تخیلی توی بخش بهترین فیلمه، این موضوع بسیار برای من که ژانر محبوبم علمی تخیلی هست ناخوشاینده. راستش چون هنوز نسخه های 720 p خیلی از این فیلم های کاندید شده نیومده من نمی تونم نظر دقیقی راجع به این انتخابا بدم. اما در کل فکر نمیکنم Boyhood چندان لایق این نامزدی می بود. این فیلم رو دیدم و حتا قبلاً در یک پستی مجزا مفصل راجع بهش صحبت کردم، اما با این حال دلیل نمیشه بخاطر 12 ساله بودن یک فیلم، بهش جایزه اسکار داد. و تعجبم بیشتر از همه نبود فیلم بین ستاره ای در این لیست هست. علی رغم اینکه در موارد طراحی صحنه، موسیقی، بهترین جلوه های ویژه، تدوین صدا نامزد اسکار شد.

بیشتر به نظز میرسه بیشتر از نظز سخت افزاری و تکنیک های سینمایی فیلم بین ستاره ای مورد توجه داوران اسکار قرار گرفته. شاید بد نباشه بگم که درک و فهم بعضی از داوران شاید به معنی واقعی کلمه به درک و فهم مخاطبان خاص فیلمی چون بین ستاره ای نرسه. در حالیکه اغلب دانشمندان از این فیلم حمایت کردن و حساب ویژه ای روش باز کردن، اما در اسکار این چنین به نظر نمیرسه. نولان همیشه راه خودش رو میره و اصلاً کاری به اسکار نداره، همیشه هم ثابت کرده که کلیشه زداییش حرف نداره. 

هتل بزرگ بوداپست هم فیلم خوبی بود. این هم از اون فیلم های عامه پسند نیست. فکر میکنم داوران امسال نگاه ویژه ای به فیلم های درام داشتن. این رو میشه از نحوه ی انتخاب نامزد ها فهمید.
باید منتظر بشینیم ببینم در نهایت کدوم فیلم در هر بخش برنده ی نهایی خواهد شد.

لیست نامزد ها رو در ادامه مطلب ببینید.

1 2 3 4 5 6 7 ...