تبلیغات
نیلوفر آبی - مطالب آسمون شب من
در بازدید

فهم شما از حقیقت پیرامون بستگی به میزان دانش شما از جهان هستی دارد، نه به باور هایتان.

متولد اردیبهشت 1368، در بهشت ایران یعنی مازندران و فعلاً کارشناس بهداشت حرفه ای هستم ولی... تخصصم چیز دیگه س، یعنی طراح گرافیک کامپیوتری هم هستم و در زمینه طراحی وب هم دستی بر آتش دارم ، این وبلاگ هم بیان هر نوعی از لحظه ها، حس ها، اتفاق ها، تجربه ها و علاقه های من در زندگی هست... تا حدی که قابل اشتراک گذاشتن باشه...

بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید ماه گذشته
بازدید کل
آخرین آپدیت :

پونیشا :: نیروی کار مجازی
starlife
در تعریف یک موجود زنده 4 اصل وجود دارد: 1- پاسخ به محرک، 2- تولید مثل، 3- رشد، 4- بقا و ترمیم خود. 
با این 4 اصل موجود می توانیم بین دو چز تمایز بزرگی قائل شویم. می توانیم بگویم سنگ زنده نیست اما اردک زنده است. ملخ زنده است اما توپ فوتبال نه، با این شناخت می توانیم خود را بر روی سیاره زمین ببینیم که در وسعتی بی نهایت بزرگ از جهان هستی، به نظر تنها موجودات زنده آن هستیم. این درک اولیه ی ما انسانها از روزگاران ابتدایی هوشمند شدن ماست. اما اگر کمی موشکافانه تر به موضوع نگاه کنیم متوجه می شویم مشابه این ویژگی در چیزهایی هم وجود دارد که تا به الان آنها را زنده نمی پنداشتیم. برای نمونه ستاره ها در نظر بگیرید. 
ستارگان متولد شده، رشد می کنند و میمرند و بستری برای تولید ستارگانی دیگر را فراهم می کنند. یک ستاره از تجمع گازهای داغ تحت تاثیر نیروی گرانشی به وجود می آید، زمانی که شرایط برای شکوفایی اش فراهم شد با همجوشی های پی در پی رشد می کند... تا اینکه سرانجام سوختش تمام شده و یا توجه به میزان اندازه و گرانشی که دارد از طریق انفجارش یک ستاره، یا سیاه چاله و یا تنها ابری از گازها و ذرات را ایجاد می کند که هر کدام می توانند در نهایت برای تولید یک ستاره دیگر به کار آیند.  اما در اینجا یک اصل جا می ماند و آن هم پاسخگویی به محرک هست. 
در نگاه اول به نظر نمی رسد ستاره ها به توانند به محرکها پاسخ دهند. اما اگر دوباره عمیق تر به جهان نگاه کنیم خواهیم دید تمام جهان هستی به محرک خود پاسخ می دهد. به عبارت دیگر تمام جهانی که امروز پیش روی دانشمندان وجود دارد همانند اکوسیستمی است که پر از واکنش های زنجیره ای و دومینو وار است که به یکدیگر وابسته اند. چه آن ملخ ها وجود داشته باشند و چه نباشند این جهان همچون موجود زنده ای عمل می کند که بی هدف و بر اساس تصادف راهش را برای چرا به چراگاه ابعا فضا و زمان باز کرده است.
فکر کردن به این موضوع که همه چیز یا زنده است و یا مرده و تمایزی بین زنده و مرده وجود ندارد ما را به این نتیجه میرساند که همه چیز همان اندازه که بود وجود دارد و وجود خواهد داشت، با مرگ من و شما چیزی از جهان هستی کم نمیشود، و تنها از شکلی به شکلی دیگر مبدل شده و بر لوح موجودات جهان هستی نقش بسته خواهد ماند.
کمی به این بیاندیشیم که جهان هستی با ما یا بدون ما چه فرقی می کرد؟ او همچنان به کارش ادامه می داد. یک تسلسل خواهد بود یا یک اتفاق تکرار نشدنی؟

5 بیلیون سال دیگه کهکشان ما یعنی راه شیری به کهکشان آندرومدا برخورد میکنه، حادثه ای که حتمیتش اثبات شده س... اتفاقی که جریان روی دادنش از دید ما ممکنه صدها و شاید هزاران سال طول بکشه اما از بعد جهانی این اتفاق در ثانیه ای رخ میده و تمام چارچوب کهکشان ما رو از بن متحول و شاید نابود میکنه.
برای مایی که دغدغه های کوچیکی داریم، برای مایی که دغدغه هامون از بند کفشمون جلوتر نمیره اهمیت دادن به این اتفاق، تو رده های ته جدول جا میگیره، اتفاقی که همه چیزو با خودش میبره... یادمون نره درسته که از انفجار بیگ بنگ همه چیز شرو شده (تا الان که اینطور کشف شده) ولی زمین ما و زندگی ما تو دامن کهکشان راه شیری شکل گرفته... 

بعد از این حادثه تمام خاطراتی که از انسان ساخته شده بود از بین میره، تمام رد پاها... درسته قبل از این حادثه به طور حتم زمینی وجود نخواد داشت... اما این حادثه بزرگتر از زمین ماست... به اندازه ی میلیاردها ستاره ی تو کهکشان، نابودی، شکل میگیره و آسمونی که با صورتهای فلکی اون خو گرفته بودیم شکلش به کمال تغییر میکنه.

مهم نیست الان چه دغدغه هایی داریم، از هم متنفریم، از قیافه ی های هم خوشمون نمیاد، مهم نیست که چقدر پول داریم، یا چقدر خوشحالیم و چقدر ناراحتیم...اون چیزی که مهمه اینه که "هیچ چیزی" مهم نیست... هیچ چیز برای این دنیای مرموز مهم نیست... اما ما همیشه فراموش میکنیم چقدر کوچیکیم. حتا همین لحظه که دارم اینو مینویسم و تو داری اینو میخونی. هنوز یه ذره تکبر داریم. هنوز فکر میکنیم سهمی از جهان داریم... اگه اینطوری فکر میکنیم ایرادی درش نیست. کاریه که طبیعت با ما کرده. اما طبیعت کار دیگه ای هم با ما کرده. و اون اینه که حتما قرار نیست به هر چیزی که طبیعت از ما خواسته (البته به طور غیر هوشمند) بهش"چشم قربان" بگیم. اگه هنوز اینطوری باشیم همون چیزیه که الان هستیم. جهانی پر از جنگ، پر از نفرت، پر از عقده، پر از تکبر. 

برخورد تو دو تا کهکشان آندرومدا . راه شیری که شاید چندین سیاره ی زنده رو هم با خودش نابود کنه به ما اینو یاد میده که به این فکر کنیم که باید از این چند روز دنیا لذت ببریم. و با هم به تماشای شگفتی هاش بشینیم. اگه تو فکر میکنی بچه دار شدن، شغل پیدا کردن، ازدواج و یا هرچیز اینطوری مهمتره ایرادی درش نیست... اما وقتی از این فراتر بری و دیافراگم مغزتو برای مدت بیشتری باز نگه داری میبینی همه ی اینا اجباره و اجبار و اجبار... حتا به دنیا اومدن تو... حتا اگه خودت رو هم بکشی این جریان نفی نمیشه. 

همونطور که گفتم جهان به احساسات ما اهمیت نمیده، نه به اثرات هنری ما و نه به طرز فکر ما، تمام موسیقی های دل انگیز که از بتهوون تا امروز ساخته شده، تمام نقاشی هایی که از رو دیوار غار تا پیکاسو کشیده شده... اما انسان رو نمیشه دست کم گرفت. اگه در مدت فقط چندهزار سال ما تونستیم به سیاره ماه سفر کنیم پس شاید با این سرعت پیشرفت علم یه روزی بتونیم راهی برای نجات خودمون از اون سانحه برخورد پیدا کنیم... و شاید یه روز بتونیم حتا از اتفاقات پایانی کیهان هم جون سالم به در ببریم. اما همه ی اینها زمانی اتفاق می افته که انسانها با دستهای خودشون همدیگرو نابود نکنن... این یعنی همون ذات طبیعت... و طبیعت یعنی رقابت.

تمام ذرات بدنم از ستاره ها تشکیل شده و شاید هم یه روز بر تن یه ستاره ی دیگه توی میلیاردها سال دیگه بدرخشه... 
در نهایت آرزو میکنم ما آدمها و از جمله خود من یاد بگیریم با هم خوب باشیم... تحت تاثیر بدی های دیگران قرار نگیریم. میدونم خود خوب بودن هم هیچ معنی ای نداره اما حداقل کمترین اثرش اینه که شبا راحت تر میخوابیم... 

علاقمندان به فضا، می دونن که کاووشگر فضایی وویجر تو سال 1977 از زمین به سمت سیاره های بیرونی منظومه شمسی پرتاب شد. این فضاپیما بعد از رسیدن به اهداف خودش یعنی عبور از مشتری، زحل و... در سال 1980 این کاوشگر از منظومه ی شمسی خارج شد و وارد مرحله ی دوم از مسافرت بی پایان خودش د.
به پیشنهاد کارل ساگان(اختر شناس و زیست شناس فضایی)، پیامی از سوی انسان در این کاووشگر ها (وویجر یک و وویجر2) قرار داده شد. لوحی هم از جنس فلز متصل به این فضا پیما هست که طرح های روی اون توسط همسر کارل ساگان طراحی شده.
در این فضاپیما پیام هایی برای ساکنین هوشمند دیگر، که ممکنه توی هر گوشه از این جهان وجود داشته باشن قرار داده شد...
پیام هایی مثل:
  • فرازهایی از تمدن انسان به زبان ریاضی
  • تصویری از دو انسان (زن و مرد) با دستان افراشته به نشانه دوستی
  • نشانی جایگاه زمین در منظومه شمسی و کهکشان راه شیری

و

  • ۱۱۵ قطعه عکس آنالوگ
  • اصواتی از زمین
  • صدای رعد و برق
  • صدای گریه یک شیرخوار
  • صدای یک نهنگ وال
  • صدای برخورد امواج به ساحل
  • صدای قلب و گام برداشتن انسان
  • و چند صدای دیگر

پیامی که به زبان فارسی در وویجر قرار داده شده، شامل شعر «بنی آدم اعضای یکدیگرند» سعدی است. پیام فارسی به خاطر شعر سعدی یکی از طولانی‌ترین پیام‌های وویجر است. متن پیام فارسی از این قرار است:[۱]


درود بر ساکنین ماوراء آسمان‌ها، بنی‌آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند. چون عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.

شنیدن پیام فارسی وویجر

دانشمندان امیدوارند وویجرها در طول سفر طولانیشان در فضای بیکران، با یک تمدن فرازمینی هوشمند برخورد داشته باشند. در این صورت، لوح مزبور شاید راهنمایی باشد برای همسایگان دوردست ما تا راه خانه ما «زمین» را پیدا کرده به ملاقاتمان بیایند.


قبل از اینکه وارد دنیای کامپیوتر و این آهنگسازی ها و وبلاگ نویسی بشم عاشق ستاره شناسی بودم. به طوری که از همون دوران کوچیکیم همیشه به کتابهایی که در مورد فضا اطلاعات می دادن علاقمند بودم و عاشق رمان های علمی تخیلی" آیزاک آسیموف" و "آرتور سی کلارک" بود. سالها بعدش خودم دست به کار شدم و با یه دروبین نجومی بسیار ساده به سمت ستاره ها حمله ور شدم.... به جرئت میشه گفت تنها چیزی که میشد مشخصاً از تو اون دوربین ساده ی نجومی دید و ازش لذت برد خود سیاره ماه بود و مخصوصاً چاله چوله ها ی روش و دیدن حلال ماه که یک طرفش تاریک بود و طرف دیگه اش روز و هیجان این مکاشفه ی تلسکوپی وقتی بیستر میشد که با تلسکوپ کوچیکم می تونستم فرورفتگی های ماه رو ببینم که که دیواره ی پشتی فرورفتگی تاریک بود و دیواره ی فرورفتگی که در سمت خورشید بود روشن. این شاید چیز ساده ای به نظر بیاد ولی برای من هنوز که هنوزه هیجان انگیزه. چندین بار هم تلاش کردم ماهواره ها رو ببینم که تا ساعاتی پس از غروب خورشید برای چند ثانیه خط مستقیمی از آسمون رو طی می کردن...
و دیدن خوشه ی پروین و سحابی های صورت فلکی شکارچی هم بسیار شگفت انگیز بود.
بعضی وقتا به این خاطر که مدت زیادی سرم رو رو به آسمون نگاه می داشتم گردنم درد می گرفت و این مشکلی بود که تقریباً تو شبای پرستاره باهاش روبرو می شدم.
::-----------------------------------------::
اما حالا نرم افزارهای زیادی وجود دارن که به شما این امکان رو می دن تا از خونه ی خودتون و وقتی که پشت کامپیوتر هستین به تماشای شگفتی های آسمون شب بشینین. نرم افزار Stellarium یکی از این نرم افزارهاست که آسمون شب رو با توجه به موقعیت جغرافیایی مورد نظرتون نشون می ده و حتا می تونین موقعیت هر ستاره، هر سیاره رو با توجه به زمان و مکان مورد نظرتون پیدا کنین. من این نرم افزار رو به تازگی رو سیستمم نصب کردم. البته من نسخه ی پرتابل رو به شما معرفی می کنم تا با خیالت راحت و فقط با یک کلیک بتونین از زیبایی های آسمون شب لذت ببرین. این نرم افزار دارای منوی فارسی هم هست. من به عنوان کسی که مدتهای زیادی رو برای دیدن ستاره ها و شناختن صور فلکی و دیدن پدید ه های نجومی گردنش درد گرفته، این نرم افزار رو تایید می کنم.
::-----------------------------------------::
Stellarium 0.11.0

1 2 3 4 5