تبلیغات
نیلوفر آبی - شناخت حماقت
در بازدید

فهم شما از حقیقت پیرامون بستگی به میزان دانش شما از جهان هستی دارد، نه به باور هایتان.

متولد اردیبهشت 1368، در بهشت ایران یعنی مازندران و فعلاً کارشناس بهداشت حرفه ای هستم ولی... تخصصم چیز دیگه س، یعنی طراح گرافیک کامپیوتری هم هستم و در زمینه طراحی وب هم دستی بر آتش دارم ، این وبلاگ هم بیان هر نوعی از لحظه ها، حس ها، اتفاق ها، تجربه ها و علاقه های من در زندگی هست... تا حدی که قابل اشتراک گذاشتن باشه...

بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید ماه گذشته
بازدید کل
آخرین آپدیت :

پونیشا :: نیروی کار مجازی
اینکه یه آدم به این نکته پی ببره که در مورد یک موضوعی یا موضوعاتی چقدر احمق بوده، اصلاٌ خجالت آور نیس، چه بسا یک پیشرفت به حساب میاد و یک پله در آگاهی بیشتر. من که از این چالشهای احمق گونه خیلی خیلی خیلی زیاد دارم توی زندگیم. حتا به اونا که منو از بچگی می شناسن و یا اونهایی که بعداً به زندگیم اضافه شدن می خوام بگم شاید در برخورد با شما ها در مسائلی اشتباه کردم. که این اشتباهام ممکنه به ضرر من، شما و یا هممون تموم شده باشه. اما حالا این جسارت رو پیدا کردم که بگم و بفهمم چه انتخاب های بهتر می شد انجام داد که انجام ندادم، چه رفتارهایی که باید انجام می شد و انجام ندادم. 
راستش اینکه می گن به گذشته ها فکر نکن به نظر من اصلن حرف درستی نیست. به گذشته باید فکر کرد اما نباید توی گذشته موند و زندگی کرد!!! گذشته تموم شد! زمان به عقب بر نمیگرده، مگه اینکه توسط دانشمندان آینده خلافش ثابت بشه. پس باید به گذشته فکر کرد، و انتخاب های اشتباه رو بررسی کرد. 

به خودم می گم در برخورد با یه سری از آدمهایی که بهشون اعتماد کردم ، کاش بهتر عمل میکردم. حسم راه درستی برای انتخاب نبود، عجله کردن و صبور نبودن از بزرگترین اشتباهات دیگه م بود...  و هنوزم عجولم 

چه آدمهایی که لیاقت توجه محبت منو نداشتند.
و چه بی لیاقتی هایی که از خودم توی برخورد با آدمهایی که با ارزش بودن از خودم نشون دادم و اونها رو فراری دادم...

حرف زدن در مورد انتخاب های محدودی که توی زندگیم در مجال این پست کوتاه وبلاگی نیست، فقط می خواستم توی این نصفه شبی و سکوت از یک برداشت از زندگیم پرده بردارم و اون شناخت حماقت بود. اینکه فکر کنم از این لحظه به بعد تمام انتخاب های زندگیم درست خواهند بود که غیر ممکنه اما با چشمانی باز می شه توی یک شب تاریک که فقط یه فانوس دستته بهتر راهو پیدا کرد... .

دوشنبه 29 دی 1393 07:07 ب.ظ
هر چه از کوه بالاتر میریم چشم انداز گسترده تری رو می بینیم!
از هیچ انسانی انتظار نیست فراتر از قلمرو درک و احساساتش پیش بره!
درضمن!
چه دیگران متوجه اشتباهشون بشن چه نه، در حق به جانبیه من، ضره ای موثر نیست!
پاسخ مجتبا = خب قسمت اول کامنتت حرف حقه، مشکلی باهاش ندارم. با حرفهای من هم مرتبط نیست اصن. اما راجبه جمله ی آخرت نظری ندارم. اگه دوس داری فکر کنی حق با توئه پس اینطوری فکر کن. چون من اصن نمیدونم کی هستی نظری هم ندارم راجبت. اما همچنان رو حرف های قبلیم در مورد تعامل دوطرفه ی انسانها با هم ایستادم.
یکشنبه 28 دی 1393 03:56 ق.ظ
و همونطور که تو بخاطر بی لیاقتی خودت در مقابل خیلی ها، ازشون دور کردی خودت رو.

از گروهبان گارسیا هم اگه بخوای خبر میگیرم.
پاسخ مجتبا = این خیلی ها کی هستن؟ اصن خودت کی هستی؟
من دارم راجع به خودم میگم. بدی ها و خوبی هام رو به خوبی می شناسم. حداقل انقدر خودشناس هستم که راجب انتخاب و رفتارهای احمقانه م شناخت داشته باشم نیاز به کپی پیست کردن مطلب خودم نیست.
در تمام روابط بین انسانها، دو طرف رابطه با هم در تعامل هستن. به جز در موارد استثنا هیچ دو نفری پیدا نمی شن که یک نفرشون خیلی کامل باشه و اون یکی دیگه نا کامل. شما که هویتت ناشناخته س نمیدونم چرا احساس می کنی طرف کامل قضیه هستی. توی چنین رابطه ای دو نفر روی یکدیگه اثر خوب و منفی میذارن. امکان نداره یکی با لیاقت باشه و یکی بی لیاقت. منظورم رو متوجه میشی؟
اما اگه من اینجا دارم از خصوصیات خودم حرف میزنم، این منم که حق قضاوت دارم نه شما. چون هیچکس بهتر از من، من رو نمیشناسه. به اندازه ی کافی به خصوصیات بد و خوبم اشراف دارم. و میدونم کجا از خودم بی لیاقتی نشون دادم و کجا لیاقت رفتارم از کس دیگه ای بیشتر بود، لازم نیست شما از این مطلب به نفع خودت سوء برداشت کنی و قیافه ی حق به جانب بگیری. :)
جمعه 26 دی 1393 12:16 ب.ظ
و چه بی لیاقتی هایی که از خودم توی برخورد با آدمهایی که با ارزش بودن از خودم نشون دادم و اونها رو فراری دادم...
پاسخ مجتبا = از گروهبان گارسیا چه خبر؟
بله، همونطور که من بخاطر بی لیاقتی خیلی ها، ازشون دور کردم خودم رو.
پنجشنبه 25 دی 1393 08:34 ب.ظ
سلام مجتبی جان.میبینم که باز یکم ور رفتی با قالبت! مبارکه! خدا به ما بی قالب ها هم یه قالب عنایت کنه!
راه گم کردی یه سر به بلاگ من زدی؟!!
راستش هدفم به غیر از داشتن اوقات مفید و خوش داشتن اوقاتی خوش و مفید هم هست!
خدا از ما بنده ها قبول کنه!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.