تبلیغات
نیلوفر آبی - برخورد دور یا نزدیک
در بازدید

فهم شما از حقیقت پیرامون بستگی به میزان دانش شما از جهان هستی دارد، نه به باور هایتان.

متولد اردیبهشت 1368، در بهشت ایران یعنی مازندران و فعلاً کارشناس بهداشت حرفه ای هستم ولی... تخصصم چیز دیگه س، یعنی طراح گرافیک کامپیوتری هم هستم و در زمینه طراحی وب هم دستی بر آتش دارم ، این وبلاگ هم بیان هر نوعی از لحظه ها، حس ها، اتفاق ها، تجربه ها و علاقه های من در زندگی هست... تا حدی که قابل اشتراک گذاشتن باشه...

بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید ماه گذشته
بازدید کل
آخرین آپدیت :

پونیشا :: نیروی کار مجازی
5 بیلیون سال دیگه کهکشان ما یعنی راه شیری به کهکشان آندرومدا برخورد میکنه، حادثه ای که حتمیتش اثبات شده س... اتفاقی که جریان روی دادنش از دید ما ممکنه صدها و شاید هزاران سال طول بکشه اما از بعد جهانی این اتفاق در ثانیه ای رخ میده و تمام چارچوب کهکشان ما رو از بن متحول و شاید نابود میکنه.
برای مایی که دغدغه های کوچیکی داریم، برای مایی که دغدغه هامون از بند کفشمون جلوتر نمیره اهمیت دادن به این اتفاق، تو رده های ته جدول جا میگیره، اتفاقی که همه چیزو با خودش میبره... یادمون نره درسته که از انفجار بیگ بنگ همه چیز شرو شده (تا الان که اینطور کشف شده) ولی زمین ما و زندگی ما تو دامن کهکشان راه شیری شکل گرفته... 

بعد از این حادثه تمام خاطراتی که از انسان ساخته شده بود از بین میره، تمام رد پاها... درسته قبل از این حادثه به طور حتم زمینی وجود نخواد داشت... اما این حادثه بزرگتر از زمین ماست... به اندازه ی میلیاردها ستاره ی تو کهکشان، نابودی، شکل میگیره و آسمونی که با صورتهای فلکی اون خو گرفته بودیم شکلش به کمال تغییر میکنه.

مهم نیست الان چه دغدغه هایی داریم، از هم متنفریم، از قیافه ی های هم خوشمون نمیاد، مهم نیست که چقدر پول داریم، یا چقدر خوشحالیم و چقدر ناراحتیم...اون چیزی که مهمه اینه که "هیچ چیزی" مهم نیست... هیچ چیز برای این دنیای مرموز مهم نیست... اما ما همیشه فراموش میکنیم چقدر کوچیکیم. حتا همین لحظه که دارم اینو مینویسم و تو داری اینو میخونی. هنوز یه ذره تکبر داریم. هنوز فکر میکنیم سهمی از جهان داریم... اگه اینطوری فکر میکنیم ایرادی درش نیست. کاریه که طبیعت با ما کرده. اما طبیعت کار دیگه ای هم با ما کرده. و اون اینه که حتما قرار نیست به هر چیزی که طبیعت از ما خواسته (البته به طور غیر هوشمند) بهش"چشم قربان" بگیم. اگه هنوز اینطوری باشیم همون چیزیه که الان هستیم. جهانی پر از جنگ، پر از نفرت، پر از عقده، پر از تکبر. 

برخورد تو دو تا کهکشان آندرومدا . راه شیری که شاید چندین سیاره ی زنده رو هم با خودش نابود کنه به ما اینو یاد میده که به این فکر کنیم که باید از این چند روز دنیا لذت ببریم. و با هم به تماشای شگفتی هاش بشینیم. اگه تو فکر میکنی بچه دار شدن، شغل پیدا کردن، ازدواج و یا هرچیز اینطوری مهمتره ایرادی درش نیست... اما وقتی از این فراتر بری و دیافراگم مغزتو برای مدت بیشتری باز نگه داری میبینی همه ی اینا اجباره و اجبار و اجبار... حتا به دنیا اومدن تو... حتا اگه خودت رو هم بکشی این جریان نفی نمیشه. 

همونطور که گفتم جهان به احساسات ما اهمیت نمیده، نه به اثرات هنری ما و نه به طرز فکر ما، تمام موسیقی های دل انگیز که از بتهوون تا امروز ساخته شده، تمام نقاشی هایی که از رو دیوار غار تا پیکاسو کشیده شده... اما انسان رو نمیشه دست کم گرفت. اگه در مدت فقط چندهزار سال ما تونستیم به سیاره ماه سفر کنیم پس شاید با این سرعت پیشرفت علم یه روزی بتونیم راهی برای نجات خودمون از اون سانحه برخورد پیدا کنیم... و شاید یه روز بتونیم حتا از اتفاقات پایانی کیهان هم جون سالم به در ببریم. اما همه ی اینها زمانی اتفاق می افته که انسانها با دستهای خودشون همدیگرو نابود نکنن... این یعنی همون ذات طبیعت... و طبیعت یعنی رقابت.

تمام ذرات بدنم از ستاره ها تشکیل شده و شاید هم یه روز بر تن یه ستاره ی دیگه توی میلیاردها سال دیگه بدرخشه... 
در نهایت آرزو میکنم ما آدمها و از جمله خود من یاد بگیریم با هم خوب باشیم... تحت تاثیر بدی های دیگران قرار نگیریم. میدونم خود خوب بودن هم هیچ معنی ای نداره اما حداقل کمترین اثرش اینه که شبا راحت تر میخوابیم... 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر