تبلیغات
نیلوفر آبی - همه چی آرومه...
در بازدید

فهم شما از حقیقت پیرامون بستگی به میزان دانش شما از جهان هستی دارد، نه به باور هایتان.

متولد اردیبهشت 1368، در بهشت ایران یعنی مازندران و فعلاً کارشناس بهداشت حرفه ای هستم ولی... تخصصم چیز دیگه س، یعنی طراح گرافیک کامپیوتری هم هستم و در زمینه طراحی وب هم دستی بر آتش دارم ، این وبلاگ هم بیان هر نوعی از لحظه ها، حس ها، اتفاق ها، تجربه ها و علاقه های من در زندگی هست... تا حدی که قابل اشتراک گذاشتن باشه...

بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید ماه گذشته
بازدید کل
آخرین آپدیت :

پونیشا :: نیروی کار مجازی
خب واقعاً هم خجالت داره اینکه بعد از این همه مدت سکوت وبلاگمو بشکنم و یه حرف تازه بزنم! البته این سکوت چندان هم عمدی نبود.... واقعاً باید خودتونو بذارین جای من تا ببینین با چه چیزایی تو زندگیم درگیر شدم جدیداً که دیگه وقت به روز کردن وبمم ندارم! اونوقت یه کم هم حق رو به من می دین.

در شرف این هستم که مسئول سایت دانشکده مون بشم، به عنوان کار دانشجویی بد نیست هم یه کمک پول تو جیبی هم واسه خودم در بیارم! قراره 3 روز در هفته و هر روزش به مدت سه ساعت یعنی 3 تا 6 غروب مسئول سایت باشم، اونوقت خیلی راحت تر و بهتر می تونم براتون پست های جالبناک بذارم، همونطور که قبلاً میذاشتم!


دیگه اینکه در همین هفته ی آخر مهر ماه، ما بچه های دانشکده تصمیم گرفتیم نسبت به کمبود امکانات اینجا و کمتر شدن امکانات نسبت به ترم قبل تو محیط دانشکده تحصن کنیم و سر کلاسا حاضر نشیم!!! صبح ساعت 8 بود که همه پسرا و دخترا رو بروی در ورودی سالن دانشکده ایستادن و هرچقدر از طرف مسئولین ستاد دانشکده اصرار کردن که بریم سر کلاس ما هم که انگار اصن اونارو نمیبینیم سکوت می کردیم و به حرفشون محل نمیدادیم.

بعدش رئیس دانشکده اومد، از قبل می دونستیم می خواد چرت و پرت جوابمونو بده، واسه همین خیلی اذیتش کردیم!!! بعدش قرار شد معاون امور دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی سمنان بیاد به مشکلاتمون رسیدگی کنه!!!!
فرداش، یعنی سه شنبه هم سر کلاس نرفیتم و تو خوابگاه موندیم.
اما 4 شنبه بیانیه و طوماری رو آماده کردیم که بدیم دست معاون امور دانشجویی که قرار بود روز 4 شنبه بیاد. اونم اومد و ما دست جمعی دورش جمع شدیمو مشکلاتمونو بهش گفتیم. اونم یه سری قول بهمون داد... خلاصه منتظریم ببینیم این قولها کی عملی میشه.

به به! ملت چقدر راضی ان. همه خوشحال. سکه 1.5 میلیون تومن، تخم مرغ دو تاش 800 تومان! چقــــــــــــــــــــــد زیبا!
ما الان به آرمانهامون نزدیک شدیم ملت، یه کم دیگه صبر کنین قشنگ به ف** می ریم. اون دنیا آرمانها رو میتونیم از نزدیک لمس کنیم و بغلشون کنیم. اندکی صبر...

چهارشنبه 24 آبان 1391 05:18 ب.ظ
ما سال آخر دبیرستان اعتصاب کرده بودیم... واسه ما هم مثل شما شد... انقدر دیر میکنند که خودتون بیخیال شید... . یَک .... هستن اینا... .
همینان که الان تخمِ "مرغ" شده اینقد دیگه... حالا خوب تخمشه... .
دوشنبه 8 آبان 1391 04:39 ب.ظ
اهان دیدم ،بایدتایید شه!! متاسفم.نا پلید
دوشنبه 8 آبان 1391 04:38 ب.ظ
پس نظرمن چی شد خودش گفت با موفقیت ارسال شد!!!!پلید
دوشنبه 8 آبان 1391 04:25 ب.ظ
سلام بعدازمدتها،این اتفاقها که تو دانشگاههای ما دیگه معمولی و روتین شدن،خداییش تا بوده یا رو غذای دانشگاه یا سایر امکاناتش اعتراض بوده پس درگیریت چیز پیچیده ای نبوده ولی امیدوارم حل شه،شما که دور از خانواده میزیید بیشتر ازماکه خونه ایم گرونی رو حس میکنید خدا به هممون صبربده یا جرعت.راستی مرسی که اپ کردی خیلی وقته منتظر بودم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.