تبلیغات
نیلوفر آبی - درد
در بازدید

فهم شما از حقیقت پیرامون بستگی به میزان دانش شما از جهان هستی دارد، نه به باور هایتان.

متولد اردیبهشت 1368، در بهشت ایران یعنی مازندران و فعلاً کارشناس بهداشت حرفه ای هستم ولی... تخصصم چیز دیگه س، یعنی طراح گرافیک کامپیوتری هم هستم و در زمینه طراحی وب هم دستی بر آتش دارم ، این وبلاگ هم بیان هر نوعی از لحظه ها، حس ها، اتفاق ها، تجربه ها و علاقه های من در زندگی هست... تا حدی که قابل اشتراک گذاشتن باشه...

بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید ماه گذشته
بازدید کل
آخرین آپدیت :

پونیشا :: نیروی کار مجازی
671

درد


دیدگاه

یه مرضی هس به اسم "تنهایی"، اگه این تنهایی اکتسابی باشه نهایت غلطی که میشه کرد اینه که بیای اینجا تو این وبلاگ مطلب بذاری خودتو خر کنی. نهایتش همینه که باید تمام احساساتت سرکوب بشه. هیچ کسم جواب گو نیست.

در چنین شرایطی شاید یه جور خاصی داری به زندگیت نگاه می کنی، ولی از زاویه ای که من دارم نگاه می کنم همـــــــــــــــــــــه چیز مسخره س تو این جهان، اینو واس این نمی گم چون الان حالم گرفته س، نه، واسه این می گم که وجود این جهان از نگاه من مضحکه. (شانس ندارم، باز الان معلوم نیست از کدوم سوراخ موشی یکی در میاد نظر می ذاره و می گه: تو اصن در حدی هستی که بگی جهان مضحکه یا گریه دار... خب این بنده های عقده ی حق دارن که از این نظرها بذارن...)

خلاصه اینکه گاندی گفته:
درد من تنهایی نیست،
درد من ملتی است که فقر در آن قناعت، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب اینها را ناشی از حکمت خداوند می دانند.

گاندی جان درد من نه تنها اون سه موردی هستش که گفتی، بلکه بدتر از اون درد اول هم هست، حالا خوش بحالت که اون مورد اولی برات درد نداشت... فک کن گاندی جان من دیگه دارم چی می کشم.

پنجشنبه 26 مرداد 1391 07:24 ب.ظ
خوب حالا!!! چقدکم تحملی زودی از کوره در میری
پاسخ مجتبا = من که از کوره در نرفتم. چرا اینجوری فکر کردی؟؟؟ اون شکلک :(((( واسه تنهاییم بود نه واسه حرفت که. خوب حرفهامو عصبانی نخون، با مهربونی بخون ببین چقدر مهربونانه حرف می زنم.
پنجشنبه 26 مرداد 1391 03:08 ب.ظ
منم موافقم.تنهایی تا وقتی خوبه که پس زده نشی وخودت با برنامه خودت بخوای یک مدت تنها باشی که حالا فک کنی یا استراحت کنی یا لذت ببری در کل واسه خودت باشی .
پاسخ مجتبا = تنهایی اجباری یل همون اکتسابی رو گفتم که خوب نیست.... :(((((
پنجشنبه 26 مرداد 1391 07:36 ق.ظ
منم همیشه گفتم که تنهایی تا یه حدیش خوبه، تو تنهاییه که افکار بزرگ و خلاقانه به سراغ آدم میاد، تو تنهایی آدم می تونه درباره ی همه چی اونجوری که واقعا هست، درست فکر کنه. ولی گفتم که تا یه حدیش خوبه، تا حدی که آدم رو افسرده نکنه. از اوقات تنهایی باید لذت برد، نه اینکه تحملش کرد، به اون مرحله که رسید دیگه مفید نیست. بری همین باید همه چیز در کنار هم باشه.
پاسخ مجتبا = موافقم
پنجشنبه 26 مرداد 1391 03:46 ق.ظ
سلام. تنهایی... به نظرم درد نیست یه فرصت واسه فکر کردن!! درست فکر کردن!! توو تنهاییی شخصیت ها کامل تر شکل می گیرن!! توو تنهایی فکرت از رفیقی، گروهی، حزبی و... نشات نمی گیره!! نمی تونی کسی رو پیدا کنی که فکرش ، ذهنش همیشه مثل تو باشه یا اصلا پیش تو باشه!! این حرفارو گفتم نه اینکه خاسته باشم چیزی رو توجیه کنم نه!! خودم مثل خودت احساس تنهایی می کنم بد جور!! به خودتم بعضی وقتا گفتم!! اما باید به ظرف هستی که هستیم تووش، خودمون هدف بدیمو بریم جلو!! انتخاب دیگه ای نیست!! آره داداشی نگو از تنهایی که بس درد گرانیست!
پاسخ مجتبا = این داداش مهدیمه، با اون رفیقم اشتباه نشه یه وقت :)

ولی من فکر میکنم تنهایی تا یه حدی خوبه، همه چیز باید سر جای خودش باشه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.