تبلیغات
نیلوفر آبی - من اگه خدا بودم...
در بازدید

فهم شما از حقیقت پیرامون بستگی به میزان دانش شما از جهان هستی دارد، نه به باور هایتان.

متولد اردیبهشت 1368، در بهشت ایران یعنی مازندران و فعلاً کارشناس بهداشت حرفه ای هستم ولی... تخصصم چیز دیگه س، یعنی طراح گرافیک کامپیوتری هم هستم و در زمینه طراحی وب هم دستی بر آتش دارم ، این وبلاگ هم بیان هر نوعی از لحظه ها، حس ها، اتفاق ها، تجربه ها و علاقه های من در زندگی هست... تا حدی که قابل اشتراک گذاشتن باشه...

بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید ماه گذشته
بازدید کل
آخرین آپدیت :

پونیشا :: نیروی کار مجازی
ما ایرانی ها در زمینه ی مسخره کردن استادیم، و از هر چیزی می خوایم یه چیز مسخره در بیاریم. جناب آقای "یاشار" اینکه بنده اینجا گفتم که "اگه من خدا بودم..." به این معنی نیست که من واقعاً دوس دارم خدا باشم، یه کم ظاهر بین نباش، منظورم کاملاً استعاری و کنایی است. الان من و شما نسبت به این هموطنانمون احساس همدردی نمی کنیم؟ بله می کنیم، دوس داریم کمکشون کنیم، اما اینجا به صورت استعاری و کنایی دارم می گم این خدایی که الان شما در مهمونیش هستید، چه جوری دلش اومده بچه های کوچیک رو از مادرشون بگیره؟ می فهمی؟ اون خدا اگه انقدر مهربونه پس این کاراش واسه چیه؟
احمقانه اینجاس که ما دوس داریم در اینجور مواقع بگیم"خواست خدا بوده، مصلحت این بوده، آزمون الهی بوده...گ که همه ی اینها مصادره به مطلوب و توهم ساختن برای پذیرفتن حقیقته."
دوستان این جملات نه بیان آرزو ان، نه خواسته ی قلبی، من به هیچ وجه نه علاقه دارم خدا باشم و نه آرزویی چنین مسخره دارم،...
عیب گرفتن شما از حرفهام مثل این مثاله که بیاید به سهراپ سپهری گیر بدید چرا گفتی "من مسلمانم، قبله ام یه گل سرخ"... بعدش حتماً جناب یاشار می اومد به سهراب سپهری گیر می داد و مسخره ش می کرد چرا گفتی گل سرخ؟ مگه میشه گل سرخ قبله باشه؟ پس قبله ی منم سماوره.

دیدید به چه مسائلی گیر میدید؟ آدم نمیدونه از اینجور ارائه ی نظر بخنده یا گریه کنه!!!! متاسفم.

در ضمن قرار نیست هی به همدیگه بگیم، تو چیکار کردی؟ تو چیکار نکردی؟ این موضوع به خودش مربوطه، و لازمم نیست اگه کاری کردیم بیایم جار بزنیم که من این کارو کردم... می فهمی؟ امیدوارم که بفهمی.

ax

من اگه خدا بودم و نمی توانستم زلزله را مهار کنم،حداقل آن را برای آنان که ظالمند مقرر می کردم، من اگر خدا بودم و اگر این کار را هم نمی توانستم بکنم، آنرا در جایی و در بیابانی خالی از سکنه به وجود می آوردم...
مادری که همه ی آرزویش بچه ی 6 ساله اش بود که قرار بود همین مهر ماه امسال به مدرسه برود و برایش از خاطرات اولین روز مدرسه اش صحبت کند چه گناهی کرده بود...؟
دختر بچه ای که بی مادر شد، بی پدر شد...

من اگر خدا بودم، زهر چشمی از ظالمان می گرفتم و نه از مظلمومان، مردمان دیاری که "کاخ آرزوهایشان یا یک تلنگر هم فرو می ریخت"...
من اگر خدا بودم، ذره ای تلاشم را می کردم که منصف باشم، عادل باشم، مهربان باشم...
من اگر خدا بودم تحمل دیدن اشکهای شما را نداشتم، که اینگونه برای از دست رفتن هم نوعتان میریزید...
من اگر خدا بودم  خود را مسئول می دانستم، برای تک تک قلبهایی که دیگر زیر آوارها نمی تپند... من برای آرزوهای کودکانه ی بچه ها که زیر لرزش ناجوانمرد خاک فرو ریخت مسئول می دانستم.
من اگر خدا بودم، مغرور نبودم...

من اگر خدا بودم، پاسخ گناهان شما را از مردم دیاری رنج دیده نمی گرفتم، مردمی که فقر همسایه ی دیرینشان است ولی با شرافت نفس می کشند...
من اگر خدا بودم، برای دعوت به خوبی، برای یادوآوری حقانیت من، برای امتحان کردن شما زندگی آن کودک ده ساله را بازیچه نمی کردم...

راه دیگری هم بود... تا بتوان با آن شما را امتحان کرد...
تمام امید و آرزو و ارزش مادر همان دستان کوچک فرزندش بود... همان بازیهای کودکانه اش، همان بازیگوشی هایش...
دیگه نتونستم بنویسم...


چهارشنبه 1 شهریور 1391 12:24 ق.ظ
خیلی وقت بود داشتم به این چرت و پرتات فکر میکردم.به اینکه واسه هرچی خدارو محکوم میکنی مثه خیلیا حتا قبلنای خودم.تجسم کن تو یه قایقیم.من و تو.حالا چه من سوراخش کنم چه تو قایق از زیر جفتمون غرق میشه.چ من گند بزنم به اب و هوا و زمین چه تو گند بزنی به زیست محیط بهرحال ممکنه اثرش بره وسط قطب یا وسط ایران.اره خدا میتونست از اول همه این بلاهارو ببره وسط صحرا کک کسیم نگزه.اما اورجینال سین مارو لایق این لطف نمیکنه.اگر قرار بود همه بلاها دور شن که میشد بهشت اینجا.نگو چ اشکالی داره بشه که فکنم بفهمی که لایق نیستیم.و تا عاقبت کار نبینیم عبرت نمییریم و چه بسا ببینیم هم نمیگیریم.انقدر خدارو محکوم نکن.شاید اونا کاری نکردن که حتمن هم کردن بهرحال ادم گناه کاره اما کل ادما حتا یک هم نیستن ک جدا جدا عذاب ببینن.منو تو چون هیچ هستیم رقمو میبینیم. تنها "هست" خداست.نگو هرچی کردن این تاوانشون نبوده.چون چیزای بدتر از مرگم هست.بنی ادم اعضای یکدیگرند یعنی همه کل یه چیز هستیم. و اونی که عده خداست.و فقط یک "عدد" وجود داره ک خداست. قدرت اختیار یعنی من میتونم گند بزنم و گندم بریزه وسط سرم یا میتونم گل بکارم گلش بیفته تو بغلم. خدارو محکوم نکن.خودتو محکوم کن.یا منو.منو تو نداریم!!!عاقبت کارمونو باید بپذیریم.حالا تخریب محیط باشه یا....
چهارشنبه 25 مرداد 1391 05:58 ب.ظ
مجتبی! منظورم همه چیز نبود بلکه منظورم همه کس بود، من هم با حرفت موافقم.به مریم جونم میگم: عزیز دلم چه ربطی داره؟؟ میتونی ارتباط بین کثافت و زلزله(مصیبت) رو ثابت کنی؟!!! این حرفا یک مشت خرافاته. آیا این قانون فقط شامل حال بدبختهاست؟؟
پاسخ مجتبا = خب، من فکر کردم منظورت مطلبمه.
خب من یه کم حق دارم انقد عصبانی بشم. باید نظرات عجیب غریبی که بعضی ها برام میذارنو بهت بگم تا بفهمی من چی کشید تا الان :| والا
چهارشنبه 25 مرداد 1391 01:42 ب.ظ
حرص نخور انقدم به خدا گیر نده.زلزله و این چیزام جدا از خواست خدا و ازین حرفای علمی تاوان کثافتیه ما خود ادماس
پاسخ مجتبا = یعنی خدا داره جلوی کثافتیه ما آدمها رو باکشتن اون دختر بچه ها و پسر بچه های بی گناه تو دره دهات می گیره؟؟؟
راه دیگه ای نبود؟
مگه هر کاری تو این دنیا به اذن خدا نیست؟ پس چه جوری این چزهای بد بدون اذن اون ممکنه؟

البته برای هر پدیده ی علمی تعریفی هست و توجیحی. مقاوم سازی تنها راه جلوگیری از این خرابی هاس.
چهارشنبه 25 مرداد 1391 11:27 ق.ظ
یاشارمثل اینکه قضیه روخیلی جدی گرفته!!! شمام اقا مجتبی همه رو باهم قاطی نکن منم گیر همین 1جمله ام چرا هرچی سنگه جلوپای لنگه؟؟
پاسخ مجتبا = من همه چی رو با هم قاطی کردم، چون درستش همینه!
و اساساً این مطلبم یه سوال اساسی داره تو خودش... که جوابش هم مبرهنه، باشد تا بیاندیشید :)
سه شنبه 24 مرداد 1391 10:26 ب.ظ
اونکه گفته انسانها احمق نیستن عالی بود تا اینجاش
سه شنبه 24 مرداد 1391 06:30 ب.ظ
تو اگرخدابودی...ماهمه الان خوشبخت بودیم تواگرخدابودی هیچ بچه ای بی مادر نمیشد!تواگرخدابودی هیچ مادری بی بچه نمیشد.تواگرخدابودی الان صدجدجدجده پدریمون زنده بود!تواگرخدابودی کسی کارنمیکردشکم بچه هاشوسیرکنه پس توچکاره بودی خدابودی وظیفت بودنزاری شکم گرسنه بخوابن!تواگرخدابودی ...واقعااگه خدابودی این کارارومیکردی؟مرگ هرکس بایدحتماباسکته باشه؟یاتصادف؟زلزله که برای هرنقطه ازکره ی زمین رخ میده پس بیخود آرزوی خدابودن نکنید!بجای این چرت وپرتااینقدرمردباش وغیرت داشته که به عنوان یک هم نوع بریدوبه زلزله زده هاکمک کنید البته اگه توان جسمانیشودارید!‏
پاسخ مجتبا = متاسفانه ما ایرانیا عادت داریم فقط همدیگرو مسخره کنیم، عزیزم، به جای اینکه انقدر زور بزنی که مسخره کنی به این فکر کن که اون خدایی که شما می پپرستید و تو ماه مهمونیش هستید چرا باید قدرتشو روی بدبخت و بیچاره ها امتحان کنه؟

یعنی مخاطبان وبلاگم انقدر رو هم نمی فهمن که جمله ی "اگه من خدا بودم..." استعاری هس نه یک خواسته؟
یعنی انقدر رو نمی فهمید این یک کنایه هست؟
یعنی احمق جان، فکر کردی من اینجا دارم مثلاً می گم کاش من خدا بودم که جلوی این مشکلات رو بگیرم؟
یه کم بفهمید، یه کم کمتر مسخره کنین، یه کم قبل زا حرف زدن فکر کنین، یه کم به اصل مطال پی ببرین...
سه شنبه 24 مرداد 1391 09:23 ق.ظ
سلام مجتبی جان.فیلمی که گذاشتی اشکم رو در اورد.ممنونم عزیزم.چیزی ندارم که بگم.فقط سکوت.بازهم ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.