شانس عادلانه ترین بخش دنیای پر از بی عدالتیه...

"سس فلفلی تفکر" چکیده ای است از افکار من در مورد هرچیزی که ممکن است برای بعضی ها خیلی تند باشه،
پیشنهاد می کنم کلیک بنمایید...
.: تمامی یک انسان، از تمامی انسان‌ها ساخته شده و برابر کل آن‌ها ارزش دارد، و ارزش هر یک از آن با او برابر است. (ژان پل سارتر) :.
یکم چرندو پرند واسه دل خودم!

دوباره می خوام حرفای پراکنده بزنم...

ممکنه یه جای حرفم با جای دیگش هیچ ارتباطی نداشته باشه! خوب این ویژگی هم واسه خودش جالبه!

می گن زندگی یه قانون مشخص داره... اما زندگی کردن هیچ قانونی نداره! همه ی اونایی که زنده ان نفس می کشن ولی همه یه آب و هوا رو نفس نمی کشن که این به مکان زندگیشون ربط داره! خوب می خوام بگم ما انسانها توی شرایطی مختص خودمون زندگی می کنیم که با بقیه فرق داره!

مثلاً یکی که ممکنه استعداد موسیقی داشته باشه توی شرایطی زندگی می کنه که هیچ امکانی برای ابراز استعدادش وجود نداره از طرفی یکی هم مثل خیلی ها اصلاً استعداد موسیقی نداره ولی چون توی رفاه ممکنه هست هم خواننده می شه و هم آهنگساز پاپتی و به زور مشهور می شن و مردمم(خیلی هاشون) استقبال می کنن! آخه خیلی از مردم می خوان فقط یه چیزی گوش بدنو برن! حواسشون نیس دارن به چی گوش می کنن! خود دانن!

***

شبکه سه ی سیما می خواد دوباره پخش یه سریال کلیشه ای دیگه رو شروع کنه! این سنت مقدس و مزخرف چند سالی هس که باب شده و عین سیریش می چسبه به تلویزیون ملت! ملتم حال می کنن و نمی دونن سر کارن! احتمالاً شعری رو هم که لهراسبی خونده یه دفعه معروف می شه، همه عاشق این آهنگش می شن و زنگ موبایلشون می کنن و... دوباره اون روند تکراری!

***

آی خلاقیت کجایی تو؟ اصلاً نمی خوام بگم آدم خلاقی هستم ولی همیشه دوس دارم کارهایی بکنم که تا حالا کسی انجام نداده و در عین حال اون کار باید خوب هم باشه... یه نگاه سرسری به جامعه و دور و اطرافمون به ما نشون می ده که جای خلاقیت در بین مردم ما در همه ی زمینه ها تنگ شده و دیگه کسی حوصله ی ایده دادن نداره! مثلاً بگردید توی همین وب سایتهای ایرانی، تقریباً همشون وبسایتشون یه شکل یا حداقل یک سبکه! لباسهایی که می پوشیم! نوع حرف زدنمون! حتا سلام کردنمون هم یک روند تکراری داره! ما تقریبآ همه ی روزهامون یک شکله!

***

می دونم کسی حوصلش نمی گیره این حرفارو بخونه واسه همین هرچی دوس دارم اینجا می گم و حتا واسه دل خودمم شده می گم!

***

من هنوزم نفهمیدم عدالت کجای این سیاره وجود  داره! درسته که هنوز پامو از کشورم اون ور تر نذاشتم ولی حداقل توی ایران خودمون گشتم و با مردم بودم و توی جامعه وول خوردم، فهمیدم توی جامعه ما فقط همیشه حرف از چیزای خوبه و خود چیزای خوب وجود ندارن! مثلاً همه می گن عدالت خیلی چیز خوبیه و دوسش دارن ولی خودشون که رییس یه جایی هستن 6 تا شغل کمکی هم دارن و یا اینکه توی محیط کارشون خانواده ی کارمندی ایجاد می کنن! کروموزومه! همه می گن عشق چیز خوبیه اما عاشقی وجود نداره یا اگرم باشه کسی پشیزی ارزش قائل نیست! به نظر من توی این سرزمین دروغگو ترین آدمها وجود دارن و یکی شون شاید خودمم! نه صبر کن! چرا خودمو الکی بد کنم!؟ نه من در 99.9% اوقات دروغ نمی گم، و خوشحالم از این بابت! این قدرت رو خدا بهم داده! صبر کن ببینم چیز خوبی توی این سرزمین وجود داره تا من اسمشو بگم!!!؟ اممممم... یکم صبر کن! آها، کلاً خیلیا خیلی احساساتی هستن و در عین احساساتی بودنشون خیلی هم بی رحمن! کلاً زیاد ویژگی خوبی این روزها نمی بینم! نمی دونم شاید باید عینکمو عوض کنم! شایدم واسه قضاوت هنوز زود باشه!

***

تنها چیزی که خیلی ازش مطمئنم اینه که توی این دنیا گم شدم... خیلی...

***

طرح ارتقای اخلاق اجتماعی یا معنوی یا چنین چیزی بود که در کل به حجاب مربوط می شد یادتون هست؟ شده سوژه واسه همه! کلاً چیز جالبیه برای بحث کردن! این طرح مثل یک فیلتر می مونه که بعضی ها می فهمن کیا باهاشونن و بعضیا هم می فهمن کیا باهاشون نیستن... کلاً منظورم اینه که دخترا مخصوصاً زیاد این حرفارو جدی نگیرن!

بالاخره منم نفهمیدم کی راس می گه کی دروغ ولی اون چیزی رو که من فهمیدم اینه که درسته پوشش هر کس نشون دهنده ی تا حدی طرز فکر اون شخص هست ولی نشون دهنده ی همه ی شخصیت و اخلاقش نیست! تازه اینم همش نیست! کسایی که ظرفیت ندارن و نمی تونن در مقابل کوچکترین تحریکات مقاومت کنن مقصر هستن! اصلاً چرا مقاومت؟ گفتن مقاومت درست نیس! باید می گفتم ظرفیت بالا داشتن! وگرنه اگه همه ی مردها حضرت یوسف باشن و فرض کنیم همه ی دخترها هم زلیخا اونوقت حتا بدن کاملاً برهنه هم نمی تونه حضرت یوسفی ها رو به خودش جذب کنه، پس نتیجه می گیریم ظرفیت آدمها نقش خیلی بزرگی داره در اینکه چه جوری توی جامعشون رفتار کنن! البته از اونجا که هیچ کس حضرت یوسف نیس و هیچ کس زلیخا ایضاً، برای همین حد و حدود باید بیشتر رعایت بشه! ببخشید این چیزایی که دارم می گم در مورد آرمانشهر تخیلی منه که تقریباً روی زمین پیدا نمی شه! آرمانشهر کلمه ی جالبیه نه؟ آرمانشهر!

***

در مورد بهشت چی فکر می کنین؟ بهشت من جاییه که خدا باشه و در اون لحظه که خدا هست ازش همه ی سوالها رو بپرسم و اون قشنگ بهم جواب بده! انقدر بپرسم که تموم عقده هام خالی شه! می دونین چرا؟ چون انقدر زندگی توی این دنیا، گره های مبهمی برام ایجاد کرده که فقط با دست خدا باز می شه! البته من یه بهشت دیگه هم دارم. و اون عشقمه! به قول مارک تواین! هرجا اون(عشق) باشه بهشت هم اونجاست!

***

حرفای من پایونی نداره، فکر نکنم کسی تا ته حرفامو خونده باشه! شایدم حرفام بی ارزشه و چیزی توش نیس!؟؟ برم خودمو بیشتر بسازم!

دلیل دلگیری همه ی آدمها یک چیزه! دواشون هم دست خودشونه! اما اونا از دادن این دوا به همدیگه خساست می کنن! می دونی اسم این دوا چیه؟

 

شنبه 19 بهمن 1392 02:42 ب.ظ
utopia مدینه فاضله یا ارمانشهر ارزوی بشر با اسم های متنوع.نمیشه انکار کرد کثیفی تو دنیا وجود داره و ی نفر نمیتونه همه ی بشریتو تغییر بده اما ی نکته وجود داره این ماییم ک بشریتو میسازیم.هرکدوم از ما دوای بشریم اگه هوای خودمونو داشته باشیم...وقتی ی ادم خودشو درست کنه حتی اگه دورو برشو نادرستی گرفته باشه حداقل از خودش راضیه چون حداقل کار ممکنه انجام داده...
البته ناگفته نماند تلاش برای ب خوشبختی و عدالتو ... رسوندن بشریت ی وظیفه عمومیه و بنظرم ادمی ک همچین تلاشی انجام میده فارق از نتیجه ی تلاشش بخاطر تلاشی ک کرده ی ادم فوق العاده است
سه شنبه 8 تیر 1389 12:32 ب.ظ
دنیا = ترکیبی از خوشیها و سختیها
دنیای دیگر= بهشت: خوشی محض / جهنم: سختی محض.
می بینی؟ اگه خوشی محض رو می خوای فقط باید منتظر اون دنیا باشی. اصلا هم پیچیده نیست. امیدوارم که مجبور نباشیم برای همیشه همنشین آدمهای خبیث باشیم. اگه به آدم بگن: « فقط امروز رو زنده هستی و فردا قراره بمیری و اگه سعی کنی این یک روز رو خوب زندگی کنی و آدم خوبی باشی وارد بهشت می شی و اگه مرتکب گناه بشی برای همیشه از بهشت خدا محروم می شی. » آدمها چه کار می کنند؟ آیا سعی نمی کنند این 24 ساعت رو که مثل برق و باد می گذره خوب باشند و از همه لذتهای گناه آلود دست بکشند؟ حتما این کار رو می کنند. اما آدمها اینقدر به نظرشون 100 سال زیاد میاد که حاضر نیستند توبه کنند و فکر می کنند همیشه زمان برای توبه هست. اما وقتی گناه می کنند و به شدت آلوده اش می شن، دیگه خیلی سخت می تونند دست ازش بکشند. درست مثل آدمهای معتاد که مواد وارد جسمشون شده، این آلودگی گناهان وارد روحشون می شه و اگه اون کار رو دوباره انجام ندهند احساس سر در گمی می کنند. هر کس مسئول گناهان خودشه و کسی رو به خاطر گناهان دیگری سرزنش نمی کنند. پس بهتره به جای سر دادن ترانه هجران از بهشت، سعی کنیم اینقدر خودمون انسان باشیم که مجبور نباشیم به صورت ابدی این بدیها رو جلوی چشممون ببینیم. به هر حال این نظر من بود و بحثی هم ندارم. فقط خواستم بعد از خوندن این مطلب بلند بالا نظر خودم رو هم گفته باشم. موفق باشی.
سه شنبه 8 تیر 1389 12:32 ب.ظ
دوباره سلام
نمی دونم چرا همه می خوان دنیا رو بهشت کنند. با وجود آدمهائی که همیشه به دنبال هوای نفسشون هستند، فکر نمی کنم این دنیا هیچوقت بهشت بشه؛ وگرنه دیگه لزومی نداشت که قیامتی باشه و حق و باطل از هم جدا بشن و بهشتی و جهنمی باشه. اگر قرار بود این دنیا روزی بهشت بشه دیگه نیازی به خلق بهشت و جهنم نبود. ما مجبوریم این دنیا رو چند صباحی با همه خوبیها و بدیهاش تحمل کنیم و تنها مسئولیتی که داریم در قبال خودمونه. آدمها به جای گله کردن از دنیا و از همدیگه بهتره خودسازی کنند و اگه راههای خودسازی رو هم بلدن به دیگران هم منتقل کنند تا اگه مایل هستند اونها هم ازش استفاده کنند. همینطور اگه بدی ای در حق ما انجام شد، بهتره برای رفع ظلم بکوشیم تا بدین ترتیب، حداقل این رفتار و خصوصیت مبارزه با ظلم در ما و دیگران بیدار بمونه. وقتی قرار شد به امید خدا رخت بربندیم و به دیار باقی برویم، اگه خودمون جزء دسته آدم خوبها باشیم راحت وارد بهشتی که اینقدر واسش غصه می خوریم و نق می زنیم بشیم؛ در غیر این صورت اگه از اون یکی دسته ها باشیم باید جائی رو تحمل کنیم که از این دنیا هم بدتره. یعنی نه تنها توش بدی هست؛ بلکه اون یک ذره خوبی هم که توی این دنیا داریم هم توش یافت نمی شه.
سه شنبه 8 تیر 1389 11:28 ق.ظ
نمی دونم شاید اون دوا یه حس و احساس واقعی...یه چیزی به اسم عشق باشه...

که این روزا فقط اسمش هست...

به نظر شما اون دوا چیه؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر