تبلیغات
نیلوفر آبی
در بازدید

فهم شما از حقیقت پیرامون بستگی به میزان دانش شما از جهان هستی دارد، نه به باور هایتان.

مجتبا، متولد اردیبهشت 1368، در بهشت ایران یعنی مازندران، فعلاً کارشناس بهداشت حرفه ای هستم ولی... تخصصم چیز دیگه س، یعنی طراح گرافیک کامپیوتری هستم و مسلط به زبانهای HTML و CSS و در زمینه ی طراحی وب کار میکنم، این وبلاگ هم بیان لحظه ها، حس ها، اتفاق ها، تجربه ها و علاقه های من در زندگی هست... تا حدی که قابل اشتراک گذاشتن باشه...

بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید ماه گذشته
بازدید کل
آخرین آپدیت :

پونیشا :: نیروی کار مجازی
با اضافه شدن امکاناتی از جمله یک دوربین DSLR به فکر ثبت تصاویر به صورت تایم لپس افتادیم... اولین پروژه ی تایم لپس ما رو در این ویدئو می تونید تماشا کنید. (محل عکسبرداری: میانکاله بهشهر)


برای هرگونه ارائه سفارش موردنظرتان در رابطه با موارد زیر به آدرس هک شده مراجعه کنید، این آدرس مربوط به پروفایل من در سایت پونیشاست که از طریق اون می تونید سفارشهای مبتنی با مهارتهای منو به من ارائه کنید و پس از رف فرایندهای مالی و قراردادی مجازی ، کار خودتون رو تحویل بگیرین:

http://ponisha.ir/affiliate/mtb-graph

یکی از ویژگی های بارز ما آدمها این است که در مقابل هر پدیده ای موضع تعبیر کردن آن را به خود می گیریم. مثلاً خیلی از آدمهای اطرافتان باران را یک پدیده ی عاشقانه تعبیر می کنند. ستاره ها، ابر، بعضی حیوانات و حتا خود آدمها نیز از دست ما در امان نماندند و به صورت ادیبانه تعبیر و تفسیر می شوند. وقتی شما از یک آدم احساستی صرف، بپرسید خورشید چیست، شاید با جملاتی غیر علمی و شاعرانه آن را توصیف کند. در بحث تعبیر و تفسیر هر کسی آزاد است سخنش را بگوید. حتا بگوید خورشید لامپ صد وات آسمان است که کلیدش را یک فرشته در ته اقیانوس ها کنترل می کند.

در صحبت کردن با افرادی که نگاه افراطی و غیر منطقی به اطرافشان دارند به چالش بر خواهید خورد، اگر از آن دست کسانی باشید که به هر پدیده ای به همان گونه که هست نگاه می کنند. چه شما بخواهید در حیطه ی ماترالیسم قرار بگیرید و چه نگیرید باز هم ورای تعبیرهای غیر واقعی پدیده ها، حق باشماست.

همان کسی که ستارگان را شاعرانه توصیف می کند بی نهایت از نگاه علمی و توصیف واقعی ستارگان منزجر می شود. چرا که تار و پود مسلط بر ذهن و آرمانشهرش با شنیدن حقیقت و ذات ستارگان، از هم می پاشد. اما به راستی آیا حق با این افراد است؟ آیا توصیف علمی پدیده ها با زیبا دیده شدن آنها منافاتی دارد؟

البته جایش نیست که تلمیحی به شعر سهراب بزنیم و بگوییم چرا در قفس کسی کرکس نیست! اما واقعاً تعریف هرکسی از زیبایی ممکن است با تعریف بقیه ی افراد متفاوت باشد. اما به طور کل دانشمندان یاد می گیرند پشت پرده هر پدیده ای را مورد کاووش قرار بدهند. آنها بعد از کشف حقیقت پی میبرند این پدیده چه خوب و چه بد (در اثرگذاری) یک اتفاق شگفت انگیز است. همانگونه که شما راه می روید و قدمهایتان را برروی زمین می گذارید چندین نیروی فیزیکی و حوادث فیزیولوژیکی در بدن و اطرافتان رخ می دهند که از نظر یک شاعر شاید چندان زیبا نباشد اما از نظر یک خردگرا امری بسیار شگفت انگیز است.

حقیقت این است که لازم نیست یک اتفاق عجیب غریبی رخ دهد تا ما آن را به نحوی دلبرانه توصیف کنیم. تمام چیزهایی که در اطراف ما هستند از یک مجموعه رویدادهای فیزیکی ساخته شده اند که بی نهایت شگفت انگیز و زیباست.

در ادامه به گفته ی ریچارد فاینمن، فیزیکدان برنده جایزه نوبل توجه کنید:


هر از گاهی، اگه وقت و حوصله یاری کرد، از بین آرشیو فیلمهایی که در اختیار دارم، برترین سکانس ها رو به انتخاب خودم کات می کنم و برای شما هم به نمایش در خواهم آورد. سعی میکنم سکانس هایی رو انتخاب کنم که همراه با موسیقی متن خود فیلم باشه. 
مسلماً هر فیلمی سکانس های برجسته تر و به یاد ماندنی تری داره که دوست داریم گاهی اونها رو دوباره تماشا کنیم. امروز سکانسی از فیلم مه (The Mist 2007) محصول آمریکا و به کارگردانی Frank Darabont رو انتخاب کردم. 
همون کارگردان مشهور فیلم رهایی شائوشنگ و مسیر سبز. چند سکانس متوالی و بسیار زیبای این فیلم رو انتخاب کردم، سکانس هایی که توش هم فیلمبرداری و هم طراحی صحنه و همچنین بازی بازیگراش به زیبایی صورت گرفته. ترس، ابهام، جدال ماندن یا رفتن و تلاش برای زنده موندن. آخرش پایانی دراماتیک و دور از انتظار داره... دعوت می کنم چه این فیلم رو قبلاً دیدید و چه ندیدید به تماشای این چند سکانس بنشینید.

[http://www.aparat.com/v/DlHMq]

1 2 3 4 5 6 7 ...